پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )

77

سقوط اصفهان ( فارسى )

[ محمود ] تقسيم كردند . 42 - وقتى محمود اصفهان را گرفت ، كسانى كه براى عرض تبريك به نزد او آمدند نكشت ولى آنان را كه چنين نكردند احضار كرد ، اموال آنان را مصادرت نمود و آنها را هلاك ساخت . 43 - محمود ده نفر از اميران قزلباش را در سمت‌هاى آنها باقى گذاشت . « 1 » ولى اعتماد الدوله سابق را اعتماد الدوله ( كذا ) خويش ساخت و با قورچى باشى و قوللر آغاسى به همين نحو رفتار نمود . بدين دو نفر اخير فرمان داد تا همه افراد ابواب جمعى خويش ( قوللر و قورچيان ) را جمع آورند و ترتيبى دهند كه حقوق مقرر ايشان پرداخت شود و همواره براى خدمت حاضر باشند . 44 - در 29 اكتبر ( 9 نوامبر ) محمود شوراى بزرگى فراهم آورد كه در آن همهء سرداران ايرانى و افغانى حاضر بودند . وى اعتماد الدوله ، قورچى باشى و قوللر آغاسى را مخاطب قرار داد و گفت : « شما [ خوب ] مىدانيد كه به علت عدم لياقت شاه حسين چگونه تشكيلات كشور در روزگار پادشاهى او از هم پاشيد . وى دادگرى نمىدانست ، نادان بود و نالايق . تا اينكه من اينجا هستم ، نمىخواهم شما مثل پيش باشيد . مىخواهم كه ريشهء فساد را از اين شهر بركنم ، و به آنان كه

--> ( 1 ) - اين سخن تا بدانجا كه در متن آمده است صحيح است ولى گيلاننتز بر آن نمىافزايد ، كه در حقيقت محمود اين سمت‌ها را مضاعف ساخت و سرداران خويش را در زير نظر وزيران ايرانى قرار داد و بدين ترتيب نه تنها سرداران خويش را به فن و هنر پيشوايى و فرمانفرمايى آشنا ساخت بلكه همچنان آنان را به مراقبت و مواظبت اعمال ايرانيان گماشت . وى تمام ايرانيانى را كه به شاه خويش خيانت كرده بودند ، به جز سيد عبد اللّه مشعشع والى عربستان ، هلاك كرد . بر جان اين شخص ببخشيد ، شايد بدين جهت كه به وى برخى وعده‌ها داده بود ، و ديگر اينكه وى مثل او پيرو تسنن بود ، ولى او را از سمت خويش معزول نمود و به زندان انداخت . ( ل . ل ) .